خوشه 9 عقرب 1405 خورشیدی 31 اکتبر 2026ع نوشته ها واشعار از: هادی امیرزاده، فریبا صادق، همایون ساحل، علی احمد زرگر پور، اسد روستا،عبدالله وفا و نصیر مهرین. با گزارش فشرده از نشست "نهاد کودکا ن نیازمند افغانستان"
از فراورده های حمیــــــــــد آریارمن
مسؤولیت نوشته ها را خود نویسندگان دارند
نوشته ها را به این نشانی بفرستید:
Wasse_bahadori@web.de
نصیرمهرین
درنکوهش برتری خویی قومی*
گروه طالبان تصفیه ی قومی می کند
...در گذشته ها، در میان آوردن سخنی
از مسائل قومی در افغانستان، چماق خشم آگین ناسزاگویی و مُهر اتهام "تفرقه
افگنی" را در بیشترین دست ها، زبان ها وقلم ها به حرکت می آورد. زبان و چماق
نابریده و ناشکسته که هنوز به بیدارگری مشغول اند. زیرا زمان درازی شده است که پرورش
یافته گان با دیدن امتیاز در برابر حق تلفی دیگران، با چنان خوی وعادت شکنجه آمیز اخته
شده اند. ساختارهای مدافع چنان هنجار آسیب زا و نهادینه کننده ی آن، کارکرد چنان
چماق و خشم، در مغز و دستان کسانی تداوم یافت که با فرهنگ زهر آگین قوم سالاری،
امتیازداری و برتری خواهی های ضد انسانی آن اخته شده اند.
طالبان با زور وستم، هزاره های شهرک امید سبزرا از خانه های شان بیرون می کنند
از سوی دیگر رشد شعور وجسارت ابراز
واقعیت ها، در برابر خوی یافته گان برتری طلبی، به تعداد کسانی افزوده شد که با
چشم باز و بی تعصب مسائل موجود و ملموس را در این حوزه می دیدند و می بینند.
ازینرو است که امروز در حوزه مسائل کلان در افغانستان، طرح وتحلیل وارسته از هرنوع
قید وبندهای محدود کننده، این موضوع را جدی تر در محراق توجه قرار می دهد...
چنان است که در برایند طرح مسائل
قومی، در یکسو تهدید کننده گان و دارنده گان سلاح دشنام را می نگریم و در سوی
دیگر، دارنده گان خردورزی را با باری از نیازهای پژوهشی و رویکرد انسانی. جای
محافظه کاران فرصت طلب وجبون هم که شناخته شده است...
قوم ستیزی ناشی از برداشت تنگنظرانه
و پذیرفته شده ی برتری خویی دیرینه و حاکم، آسیب هایش را وضاحت داده است...
خوی و عادتی که همیشه احتمال بروز
خونین ترین رویداد ها را در چشم انداز می گذاشت، در ساختار قومی گروه طالبان
کارکردی یافته است با وضوح کامل. اگر در گذشته ها این خوی وعادت برتری جویی، گاهی
چهره نکبت بارش را در نماد محمد گل مهمند و... آشکار می کرد، زمانی هم نقاب
فریبنده در چهره داشت. اکنون گروه طالبان این ذهنیت ورفتار غیر انسانی را با دهشت
و وحشت تمام تبلیغ و اجرا می کند...
گروه طالبان، با آنکه در بسا از
مناطق کشور به تشدید فشار بالای مردم غیر افغان- پشتون افزوده است، اما با توجه به
بُعد هم آهنگ تبعیض مذهبی، پاشنه فشار را بر روی هزاره های کشور نهاده است... بی
رحمی جاری در برابر باشنده گان شهرک امید سبز، نشانه ی واضح از این تصفیه های قومی
و ضد انسانی دارد. هنگامی که این نشانه در
پهلوی نشانه های بسیار دیگر می نشیند، انگیزه ی تصفیه ی قومی آشکارتر می شود.
این گروه ستمگر برتری خوی درهرات
مانند تخار و بدخشان که با توجه به پیشینه ی تاریخی – فرهنگی، نفوس وسایر ویژه گی
ها، بیشترین فرهنگیان را دارد، به تشدید فشار بالای زبان فارسی و هم آهنگ با آن با
استفاده از تبعیض جنسیتی به تشدید ظلم وستم بر زنان و پیروان مذهب شیعه مشغول
است...
در پنجشیر با توجه به رویارویی های نظامی پیشین،
بیمارگونه ترین عقده ها را در چهره ی پنجشیری ستیزی وحشیانه بالای مردم می
گشاید...
رهنمودهای خردآمیز و رفتار انسانی
دربرخورد با همچو مسائل، زمانی با چشم انداز کمک کننده برای مردم افغانستان به
سامان می نشیند که نشانی از قوم ستیزی را حمل نکند. ازبیک، هزاره، افغان، تاجیک،
ترکمن وپشه یی و... با معیارهای از نیاز رفتار انسانی، احترام به همدیگر، نپذیرفتن
برتری جویی، دورکردن ادبیات فحش و دشنام، تحقیر وتوهین را در پیش گیرند...
* رساله ی "در نکوهش برتری خویی
قومی" در شرف انتشار است.
*
هادی امیرزاده
گروگان گرفتن قشر سازنده
محرومکردن دختران از آموزش، نه دفاع از دین است، نه پاسداری
از فرهنگ و نه نشانهٔ اقتدار؛ بلکه بستن دروازههای آگاهی به روی نیمی از جامعه و
به گروگانگرفتن آیندهٔ قشری سازنده و تأثیر گذار.
با چه حقی نا آگاهی را بر یک نسل تحمیل میکنند و سپس از
پیشرفت کشور سخن میگویند.
سکوت سازمان زنان سازمان ملل متحد در برابر چنین اعلامیهای
نیز پرسشبرانگیز است. نهادی که برای دفاع از حقوق زنان ایجاد شده، باید در برابر
محرومیت میلیونها دختر، صدایی روشن، موضعی صریح و اقدامی مؤثر داشته باشد نه
اینکه حقوق دختران افغانستان در میان اعلامیهها و بیانیهها گم شود.
دختر افغانستان حق دارد بیاموزد، بیندیشد، انتخاب کند و
آیندهاش را بسازد. این حق نه بخشش حکومت است و نه امتیازی قابل پس گرفتن؛ حق
انسانی اوست.
شریعت ، انسانیت وتاریخ از کسانی به نیکی یاد نمیکند که
دروازههای دانش را بستند؛ بلکه از آنان یاد میکند که چراغ آگاهی را، حتی در تاریک
ترین روزگار، روشن نگه داشتند.
افغانستان را نمیتوان با محرومکردن دختران آباد کرد؛
ملتی که دخترانش را از آموزش محروم میکند، در حقیقت خود شانرا از آیندهٔ روشن
محروم میسازد
*
فریبا صادق
نگردد باورم برباد
اگر آتش زدی من را، بده خاکسترم بر باد
قفس گر سهم من باشد، بده بال و پرم بر باد
نکن نابود پلهایی که پشت سر به جا مانده
ببین که می رود دیگر، امید آخرم بر باد
نه من آن فصل پاییزم که با هر باد میلرزد
نه آن برگم که یک دم میرود رنگ ترم بر باد
اگر سهم من از عشقت همین ویرانهها باشد
که مانده نام تو بر لب، و رفته پیکرم بر باد
به دیوارش زدم تکیه، به لرز افتاد از اندوهم
چه میماند از این خانه، اگر رفته سرم بر باد؟
اگر دریا به خونم شد، اگر دنیا به جنگم خاست
نمیلرزم به طوفان گر، رود صد لشکرم بر باد
به زنجیر سکوت و غم اگر دنیا مرا بندد
قسم خوردم که تا هستم، نگردد باورم بر باد
*
همایون ساحل
دلالان جهاد
دلالان جهاد بازگردهم آمدند تا بازخانه ها را ویران سازند. گردآمدند تا کوچه به کوچه، جنگ ها را دامن بزنند.آبادی ها رابه ویرانه مبدل سازند.
فکرها با بم و راکت گشته عجین
شهرها ویران میگردد این چنین
فکر روشنگری و علم وچراغ
رخت می بندددیگر از هر دماغ
هرکسی درپی سودی میگرددروان
تومیگردی دراین میان بی خانمان
ای وطن خون میریزد ازچشمان تو
اشک جاریست از دیده طفلان تو
باز ویران میکنند خانه وکاشانه را
این دیو ددان با هجوم بر جان تو
عشق راسرمیبرند بامرمی وتفنگ
آزاده گی را میزنند با تیر خدنگ
باز آوارگی و بی خانمان
باز گورهای نا پیدا و بی نشان
راه بیرون رفت است با چراغ
نه اجیراجنبی شدن چون الاغ
گاه به پاکستان اجیر گشتیم ما
گاه به دُهــل روس و امریکا رقصیدیم ما
هیچ خلقی اسیرنمی ماند تا به ابد
خلق بیدارمیکند، همیشه جدوجهد
توببین این شور و قیام خلق
حق خود را میکشند از هر حلق.
*
علی احمد زرگرپور
گوهرشعور*
خزانِ غصه و طوفانِ برگ ریز مباد
به جانِ پنجره ها تیغِ باد، تیز
مباد
مباد شب بکشد چترسایه بر سرِ روز
ز چشمِ آیینه ها نور در گریز مباد*
اگر که صاعقه بارد مدام بر سرِ ما
ز باد تلخِ او، سَم ریزد ار به ساغرِ ما
صفوفِ فتنه فراهم اگر که او آرد
سرش خورَد به سرِ سنگِ سختِ سنگرِ ما
شبِ سیاه به هر مرد و زن چراغ دهید
ز فصل روشنِ ما مژده های داغ دهید
برای پرورش غنچه های عشق و اومید
به دست فردِ خردمند کلید باغ دهید*
پرندگان، شود آخر دوباره پر گیرند؟
جدا شوند ز قفس، زندگی دگر گیرند
هوا گرفته، فضا تنگ است بر همگان
شود که راهِ رهایی خویش بر گیرند؟
به راهِ علم و هنر بانوانِ بُرنایند
نواندیشان زمان، عالمانِ فردایند
به دستِ دختِ جوان بشکند طلسمِ
جهل
کلیدِ فتح و گشایش زنان دانایند
دلا به علم وعمل، گوهرِشعور بجوی
« رهِ سواد ز
گهواره تا به گور بجوی »
ز کانِ معرفت الماسِ دانش آر به کف
ز گنجِ درس وادب واژه های نور
بجوی
علی احمد زرگرپور ۱۵/ ۰۷ / ۱۴۰۵ خورشیدی
*
اسد روستا
فریاد کشیدن
نگذارند
پر را شکنند بال پریدن نگذارند
سر می برند و خون تپیدن نگذارند
خون ها به خیابان ز رهِ کینه
بریزند
لب دوزند و فریاد کشیدن نگذارند
صد زخم به هر پیکری بی چاره رسانند
آتش زنند و جامه دریدن نگذارند
در های شکایت ز رهِ کینه ببندند
سلی زنند و اشک چکیدن نگذارند
آزادگی و مهر و وفا رخت سفر بست
سر منزل مقصود رسیدن نگذارند
صیاد صفت دام به هر گوشه گذارند
آهو بره را پای رمیدن نگذارند
یک سرو بلند بر لب جویی ننشانند
از شاخه ی امید گلِ چیدن نگذارند.
*
عبدالله وفا
کشتی شکسته
ای چرخِ بی مروتِ نا آشنای ما
دیگر مکن به جور و جفا آشنای ما
ما کشتیِ شکستۀ دریا وحشتیم
کی میرسد به ساحل قلزم صدای ما
ما را زمانه ابتر و زار و زبون نمود
در باطلاق جنگلِ ظلم است جای ما
دردا ز دست فتنۀ ا یا م زند گی
کس نیست تارسن بُرد ازدست و پای ما
زین فاتحان سست عناصر دلم گرفت!؟*
آیا شود که باز رسد دلربای ما
سیلا بِ پُر تلاطم گردابِ زند گی
فرشی دگر نمانده به جز ، بوریای ما
ما را هوای رفعت و جاه و جلال نیست
بشنو کلام پر دُر شاه و گدای ما
!
ای رهروان راه خدا متحد شوید
!
شرم است این دویی و منی و هوای ما
یک گل نشد شگفته و آمد خزان عمر
چرخ فلک شنیده کنون وای وای ما
ما با « وفا » و مهر ز آفات روزگار
میهن سپرده ایم بتو ای خدا ی ما
*
سپاسگزاری هیأت اجرائیه
کودکان نیازمند افغانستان:
«سپاس برای سیزده سال
همدلی و همراهی؛ برای اعتمادهایی که ریشه دواندند، دستهایی که گرهگشا شدند و دلهایی
که در کنارهم، چراغ امید را در زندگی کودکان نیازمند روشن نگه داشتند.
سپاس برای سیزده سال کار مشترک.»
*
گزارش فشرده
به تاریخ بیست وچهارم ماه اکتبر 2026، نشست سالانۀ "نهاد کودکان نیازمند افغانستان" در یک فضای مملو از حسن اعتماد و دادن گزارش های شفاف دایر گردید.
بانو نظیفه حبیبی
اعضای داخل کشور و سایر شهرها و کشورها
از طریق آنلاین در صحبت ها و ابراز نظر پیرامون گزارش ها و همچنان پیشنهادها برای
آینده فعالیت ها سهم گرفتند. شرکت کنندگان در هامبورگ، وهیات اجرائیه از همه اعضای
نهاد وبه ویژه از دوستانی که در داخل کشور با تحمل مشکلات و بدون چشمداشت مادی؛
امکان موجود غذا، دوا و یا آموزش را در خدمت نیازمندان قرار می دهند، قلباً
قدردانی کردند. پیام ویدیویی اعضا در کانادا سبب مسرت بیشتر گردید.
در بخش فرهنگی، عزیزان گرانمایه جناب شبگیر پولادیان، بانو نظیفه حبیبی جناب
شاپور راشد، اشعاری را در پیوند با زندگی کودکان خواندند. شرکت کنندگان پس از صرف
چای مختصر، دقایقی با موسیقی ویاد وطن مشغول شدند.
شبگیر پولادیان
در پایان، بانو یلدا صبور به نمایندگی از هیأت اجرائیه ضمن قدردانی مجدد
از سهم اعضأ، خواهش کرد که پیام کمک به
نیازمندان برای هموطنان بیشتر برسد.

















نظرات
ارسال یک نظر