واسع بهادری


                                     خاطره

 

                   از داستان های محترم ایشرداس شروع کردم

 

کم و یا زیاد، اما در حد توان که فراغت از کار روزانه موقع میداد، میرفتم طرف خواندن وشنیدن خبرهای وطن و جهان. یگان وقت، یگان شعر را میخواندم مگر وقت بیشتر شعر خواندن پیدا نمیشد. بخاطری که نامخدا شعر گفتن فوق العاده در مطبوعات وطنی ما زیاد شده است. روی همین دلیل است که امروز شاعر زیاد داریم.

یکبار دوسال قبل غمی دامنگیرم شد که توان گفتن آنرا نه با شعر دارم و نه با آه و گریستن وهیچ وسیلۀ دیگر...

همان اندک رفتن سوی مطبوعات و با گاهگاهی نشر مطالب در وئبلاگ خوشه از دستم رفت. محترم  پرتو نادری و علی سینا وهزاران هموطن دیگر بارها درنظرم آمدند.

بخاطرم آمد که هموطنی  را که معلم بود گفتند که در این اواخر خبرتان نبود.

گفت:

"مدتی این مثنوی تاخیر شد

مهلتی بایست تا خون شیر شد"

من که با نوشتن مثنوی کارنداشتم، اما روزگار چنان تاریکی را برایم  آورد که توان دیدن چند خط را هم از دست دادم. باشد.

                                          &

این روزها با دردی در سینه، شروع کردم به جمع کردن و ترتیب موضوعی که دوسال قبل روی دست گرفته بودم. مطالعه را از داستان های برادرعزیزم محترم ایشرداس شروع کردم. در گذشته  دو داستان از قلم وی را خوانده بودم.

به مطالعۀ داستان دختر سردار پرداختم.

خواندم که:« سایه ی سرد من در واقع بهترین جایگاه برای شنیدن اختلاط است. باری پیر مردی که همواره کتاب کهنه با پشتی ضخیم در بغل دارد، به آن مرد کُپک که رنگ چشمانش به دریای پنجشیر می ماند، چنین قصه کرد:...»

باری متوجه شدم که نوشته شده است:«پایان»

 با این عبارت ها:« بنگر خورشید دیگر گـــَردِ زرین نمی افشاند! روز دامن سمین خود را آهسته آهسته بر می چیند، شام آرام آرام رسیدنش را مژده می دهد. بشنو! باز صدای سُم اسب دربار به گوش می رسد. حتما آمده تا برای مهمانی امیر، دختر جوان و نلغه یی را با خود ببرد!  
پایان»

 در دلم  این خاطره نقش شد که پس از دوسال، داستانی را بدون وقفه تا آنجا خواندم که به «پایان» رسیدم و به خواندن دو داستان دیگر از قلم محترم ایشرداس در سایت کابل ناتهـ مشغول شدم.

آرزو دارم روزگار شما را غمی نشان ندهد، اما این داستانها را بخوانید.

 

 

 

 


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

هفتم سرطان 1404- بیست وهشتم جون 2025. نوشته ها واشعاری از: فاطمه سروری، سید احمد بانی، کریم بیسد، نیلوفر ظهوری راعون، عتیق الله نایب خیل، مختار دریا، نبیله فانی، لیلی غـزل، اسد روستا، حمید آریار من، غلام فاروق سروش وبا گزارشی از سال 2012 از واسع بهادری.

اول سنبله 1404 خورشیدی- 23 اگست 2025 ع. نوشته واشعاری از: پرتو نادری، بانونبیله فانی، شجاع شفا، اسد روستا، انیس آزاد، مختار دریا، حمید آریار من، عتیق الله نایب خیل،ضیأ باری بهاری، نعمت حسینی، ویس سرور، شبگیر پولادیان شاپور راشد و واسع بهادری.

خوشه، چهاردهم سرطان 1404 خورشیدی(5 جولای2025ع)