وزیر مالیه . . .



وزیر مالیه‌ی کشور نام شش عضو مجلس نمایندگان را که متهم به قاچاق آرد، شراب، تیل، درخواست پول و پرداخت رشوه‌اند، فاش کرد. 
                                             zakhiwal pm corruptions
به گزارش از روزنامه هشت صبح، بر بنیاد گفته‌های حضرت عمر زاخیلوال، وزیر مالیه‌ی کشور، حاجی ظاهر قدیر، نماینده‌ی ننگرهار، نعیم لالی حمیدزی، نماینده‌ی قندهار، سمیع‌الله صمیم، نماینده‌ی مردم فراه، محمدعارف رحمانی، نماینده‌ی غزنی، عظیم محسنی، نماینده‌ی بغلان و محمودخان سلیمان‌خیل، نماینده‌ی پکتیکا کسانی‌اند که برای عملی ساختن خواسته‌های شخصی‌شان وزیر مالیه را تهدید به استیضاح کرده‌اند. 
وزیر مالیه‌ی کشور که به روز دوشنبه در نشست استیضاحیه مجلس نمایندگان حضور یافته بود، گفت او به خانه‌ی ملت احترام دارد، اما حلقه‌ی خاصی در مجلس نمایندگان همواره وی را برای عملی‌شدن خواسته‌های شان تهدید به استیضاح کرده است.
بر بنیاد گفته‌های حضرت عمر زاخیلوال، وزیر مالیه‌ی کشور، حاجی ظاهر قدیر، نماینده‌ی ننگرهار، نعیم لالی حمیدزی، نماینده‌ی قندهار، سمیع‌الله صمیم، نماینده‌ی مردم فراه، محمدعارف رحمانی، نماینده‌ی غزنی، عظیم محسنی، نماینده‌ی بغلان و محمودخان سلیمان‌خیل، نماینده‌ی پکتیکا کسانی‌اند که برای عملی ساختن خواسته‌های شخصی‌شان وزیر مالیه را تهدید به استیضاح کرده‌اند.
زاخیلوال از این حلقه به‌عنوان کاروان صلح یاد کرد؛ گروه پارلمانی‌ای که رهبری آن را عبدالظاهر قدیر نماینده‌ی ننگرهار به عهده دارد. 
زاخیلوال گفت رهبری کاروان صلح به‌شمول برخی اعضای مجلس، سه‌بار به خانه‌‌ی ‌او آمده و برای مصارف خویش خواهان دریافت کمک شده بودند. 
اما وزیر مالیه به آن‌ها گفته است پول‌هایی را که مخالفانش ‌آوازه کرده‌اند، در اختیار ندارد و در مورد از رهبری کاروان صلح عذرخواهی کرده است. 
وزیر مالیه می‌افزاید که یک‌ونیم ماه پیش مسوولان گمرک ننگرهار لاری‌های قاچاق آرد را در آن ولایت ضبط کرد و ظاهر قدیر خواهان رهایی آن شد. 
زاخیلوال بیان داشت که نتایج بررسی اسنادهای آن‌ها در دو سوی مرز افغانستان و پاکستان نشان می‌دهد که موترهایی که آرد قاچاق شده به افغانستان را حمل می‌کردند، مربوط به شرکت‌های کاروان صلح، جبار قدیر و عبدالقهار قدیر بوده است. 
وزیر مالیه گفت در سه سال گذشته شرکت‌های یاد شده ۱۲ هزاروسه‌صدونود دو لاری از پاکستان به افغانستان آرد انتقال داده‌اند که از این میان چهارهزاروپنج‌صد و هشتادوسه لاری آن به ارزش ۲۶۹ میلیون دالر قاچاقی بوده است. 
زاخیلوال گفت که محمدنعیم لالی حمیدزی، نماینده‌ی مردم قندهار در مجلس به‌وسیله‌ی مکتوب‌ فشار وارد می‌کرد که۱۷۹۰ موترهای دست راسته را که شورای وزیران ورود آن را ممنوع قرار داده بود، طی مراحل گمرکی شود. 
به‌گفته‌ی او، نماینده‌ی نامبرده در بازگشت از سفرهای بیرونی با خود شراب انتقال می‌داد و در مواردی کارمندان گمرک را تهدید به مرگ کرده است. 
وزیر مالیه گفت در آخرین مورد یک ماه پیش پرونده‌‌ی او را به لوی‌سارنوالی فرستاده‌اند، با آن‌هم به روز یک‌شنبه یکی از کارمندان گمرک میدان هوایی را به مرک تهدید کرده است. 
به همین گونه، وزیر مالیه گفت سمیع‌الله صمیم، نماینده‌ی ولایت فراه، دو ماه پیش زمانی که پنج تانکر تیل به‌شکل قاچاق وارد فراه می‌شود، مسوولان گمرک آن را ضبط می‌کنند، آقای صمیم از جرمنی برایش تلیفون می‌کند تا تانکرهای مربوط به وی را رها کنند. 
به‌گفته‌ی او، آقای صمیم هم‌چنین زمانی‌که از مسکو بر می‌گشت ۵۰ بوتل شراب را با استفاده از پاسپورت سیاسی و مصوونیت پارلمانی انتقال می‌دهد و در گمرک میدان هوایی هم سروصدا می‌کند. 
زاخیلوال گفت که کمیسار سرحدی ابونصر فراهی به‌صورت مستقیم در قاچاق با صمیم شریک است. 
وزیر مالیه هم‌چنین گفت یک‌ونیم ماه پیش زمانی‌که مواد قاچاقی از ولایت‌های پکتیا، پکتیکا و لوگر وارد کابل می‌شد و او مدیر گمرک پکتیکا و پکتیا را برکنار کرده بود، محمودخان سلیمان‌خیل بر آن‌ها فشار آورد و حتا این نماینده‌ی مجلس برای رییس منابع بشری وزارت مالیه پول روان کرده تا پسرش در گمرکات تعیین شود. 
 عظیم محسنی، دیگر نماینده‌ی مجلس است که به گفته‌ی زاخیلوال با فشارهای مختلف و نشان دادن امضاهای استیضاح، تقاضاهای توزیع غیرقانونی خانه‌های نساجی پلخمری را کرده است. 
وزیر مالیه گفت که سال گذشته نیز زمانی‌که مورد استیضاح قرار گرفت، عارف رحمانی به نزد او آمد و گفت که در تجارت یک‌ونیم میلیون دالر ضرر کرده است و او باید در دریافت قرار داد سپریم، وی را همکاری کند.
هر بار دیگری که نزد او حضور یافته خواهان کمک به مرکز تحقیقات شده است. 
در نشست دیروزی، از ۱۸۸ نماینده‌ی حاضر در نشست دیروز تنها ۵ عضو این مجلس گفته‌های وزیر را قناعت‌بخش نخوانند که به این ترتیب عمر زاخیلوال هم‌چنان به‌عنوان وزیر مالیه ابقا شد. 
با این ‌حال، برخی نمایندگان متهم از سوی وزیر مالیه اتهام وارد شده بر خویش را رد می‌کنند. 
لالی حمیدزی پذیرفت که خواهان طی مراحل گمرکی موترها شده بود اما تهدید کارمندان میدان هوایی را رد کرد. 
وی گفت در صورتی‌که اتهام مطرح شده از سوی وزیر مالیه بر وی ثابت شود، او آماده مجازات است. 
با این‌حال، عظیم محسنی می‌گوید که اتهام‌های مطرح شده در برابر وی توطیه سیاسی است. 
محمودخان سلیمان و ظاهر قدیر تاکنون به رسانه چیزی نگفته‌اند و سمیع‌الله صمیم نیز در بیرون از کشور به‌سر می‌برد. 
به همین‌گونه، عارف رحمانی با نشر یادداشتی در صفحه‌ فیسبوکش گفته است که گفته‌های وزیر مالیه در مورد او بدون اسناد و شواهد مطرح شده است. 
وی هم‌چنین گفته است که به‌زودی با نشر اعلامیه‌ای مفصل، در یک نشست خبری به اتهام‌های وزیر مالیه پاسخ خواهد داد.
.....................................................................................
 برگرفته از تارنمای جاویدان

افشأ گری وزیر مالیه . . .



میر حسین مهدوی
افشاگری وزیر مالیه

یک وقاحت آشکار

   اصلا فرض را بر این بگذاریم که همه ی ادعاهای آقای زاخیلوال درست باشند و این شش وکیل، چنان باشند که حضرت وزیر می گوید، اما به نظر من برخورد زاخیلوال یک وقاحت آشکار و یک سیاه بازی بی شرمانه است. می پرسید چرا، بعضی از دلایل من این هایند:۱- آقای زاخیلوال وزیر مالیه است و هیچ مسئولیت امنیتی و قضایی ندارد. پارلمان هم جایی برای متهم کردن افراد، طرح ادعا و ارائه سند و مدرک نیست. تمام این مراحل باید در جایی خارج از پارلمان انجام شود و مسئولین قضایی- امنیتی با توجه به حوزه ی مسئلولیت و تخصص شان این ادعاها و اسناد را بررسی کرده و مطابق قانون با متهمین برخورد کنند.

۲- بعد از چهار ده تمرین عملی، هنوز دولت افغانستان مصمم است که همچنان خون را با خون بشوید و جنابت را با جنایت پاسخ بدهد. اگر وکیل پارلمان به حقوق مردم خیانت کند، آیا خیانت او می تواند خیانت وزیر مالیه را پاک کند؟ اگر ثابت شود که وکیل خائن است، آیا این مسئله می تواند جواز خیانت وزیر مالیه به ملت باشد؟ وزیر مالیه اصلا برای پاسخ به استیضاح نمایندگان مردم به پارلمان خواسته شده بود و او باید صرفا به این مسئله می پرداخت اما حضرت وزیر با سیاه بازی های سیاسی و متهم کردن دیگران، چنان بندبازانه و شعبده بازانه دست نمایندگان را از یخن خود خلاص کرده و یخن بعضی از نمایندگان را به دست مردم داد که کمتر شعبده بازی می تواند چنین بند بازی و شعبده آفریینی نماید.

۳- حقوق فردی و آبروی نمایندگان، به عنوان شهروندان این سرزمین باید محترم شمرده شود و تنها مراجع قضایی و عدلی حق دارند که افراد را پس از طی مراحل قانونیی به جرمی متهم و بعد از اثبات آن عادلانه مجازات نمایند. حضرت وزیر به چه حقی در صحن علنی مجلس، در برابر دیدگان تلویزیون ها نمایندگان مردم را نه تنها متهم به ارتکاب به بعضی از جرایم می نماید بلکه آنها را مجرم خوانده و قضیه اتهام آنها را قطعی می شمارد.

۴- لحن آقای وزیر در بیان اتهامات- یا بهتر است بگوییم در بیان جرم- بسیار بی ادبانه، خلاف ارزش های اخلاقی و مقررات جمعی بود.

۵- البته باید با صدای بلند یاد آوری نمایم که این سخنان را به هیچ عنوان نباید دفاع از نمایندگانی دانست که مورد اتهام قرار گرفته اند. همانگونه که گفتم بررسی اتهامات وارده به این افراد باید توسط مراجع ذیصلاح صورت بگیرد و باید با ناهنجاری های مالی- اخلاقی در پارلمان مبارزه کرد. اما تلاش برای ریشه کردن فساد در پارلمان نباید با توسل به فساد صورت گیرد. خینانت را نمی توان با خیانت از بین برد و امور ضد اخلاقی را نمی شود با مبادرت به ضد اخلاق مرتفع کرد.

۶- این وطن چگونه وطن خواهد شد وقتی که در آن بهای آبادی افراد تنها از راه ویرانی دیگران حاصل می شود؟ یک وزیر آبادی وزارت خود را بر ویرانی عمارت عده ی دیگر بنا می کندو آن عده ی دیگر نیز ممکن است آبادی خود را بر نا آبادی دیگران. چرا آقای وزیر فکر می کند تنها با ویران کردن دیگران می تواند آباد شود ؟ اگر دیگران هم با ما یکجا ، هم زمان و هم سان آباد باشند، آیا آبادی ما دیگر نمودی نخواهد داشت؟ چرا ویرانی دیگران در فرهنگ سیاسی ما این قدر با آباد شدن خود ما نزدیک گشته است؟

۷- سخن آخر اینکه دیشب وقتی فیلم شاه-کاری آقای زاخیلوال را تماشا می کردم، این سئوال سمج یخن را گرفته بود که چرا ما – من و زاخیلوال و همه وال داران و بی وال های دیگر- وارث مولانای بلخ شده ایم؟ ما چه نبستی با آن بزرگ و دیگران بزرگان این آب و خاک داریم؟
...................................................................................
برگرفته از تارنمای کابل ناتهـ


تیت وپرک احسان الله سلام


احسان الله سلام



تیت و پرک

یاد قدیم ها به خیر، وقتی خانۀ زنبور را شور می دادی، چند تا چوچه زنبور بی بال و پر وز وز کنان می افتادند برزمین. حالا تا به خانه زنبور دست بزنی، 365 ملیون دالر و 300 موتر از آن می پرند بیرون. جان برادر! از زنبور تا زنبور است!
***
چند سفارش فیس بوکی برای جناب وزیر مالیه :




بعد ازسخنرانی افشاگرانۀ تان در مجلس نماینده گان بیدرنگ این تدبیرها را به کار ببندید تا بی شما نشویم:
ـ فشار خون تان را هر دوساعت ارزیابی کنید.
ـ بی وقفه آب سرد بنوشید و دوامداراین آهنگ را بشنوید: گر ندانی غیرت وزیرانیم / چون به شورا آمدی می دانیم.
ـ سی دندان احتیاطی در جیب تان بگذارید و بی وقفه ورزش "تی کوان دو" بکنید.
ـ گردن تان لُک نشود و چربی نگیرید که به این زودی ها به قهرمان شفافیت مبدل نخواهید شد.
ـ به دادستانی یک نامه بنویسید که گپ های شما را به به زباله دانی لوی څارنوالی نیندارد.
ـ متوجه باشید که ولسمشر یک قابلی امریکایی ( از پیسۀ حلال سیا) از شما قرضدار شد.
ـ اگر بعد از این درفشانی های گمرکی شما، آب از آب تکان نخورد؛ خپ شما و چپ ما!
***
انجمن گاو شناسان افغانستان بعد از اظهارات سرگین وش وزیر معارف،
                                                             
اعلام داشته است که، دانش آموزان کابل در نتیجۀ انتشار رایحۀ بینی نواز سرگین گوساله های ناراضی مسلح مخالف، مسموم شده اند.
***
با همه بحران هایی که وطن سربلند مان را سرافراز کرده بود، دو مصیبت دیگر هم بدان افزوده شدند: سرگین گاو، چاه سپتیک. رئیس جمهور آینده متوجه باشد!

مجلس نماینده گان یا مجلس قاچاقچیان ؟



مجلسِ نماینده‌گان یا مجلسِ قاچاقچیان؟

احمد عمران
وزیر مالیه با معرفیِ علنیِ شماری از اعضای مجلس نماینده‌گان به عنوان قاچاقچیِ مواد مخدر و خوراکی، موفق شد یک بارِ دیگر کرسیِ وزارت را از آنِ خود کند.
عمر زاخیل‌وال وزیر مالیۀ کشور از چندی به این‌سو به گونۀ غیرمترقبه به جانِ مجلس نماینده‌گان افتاده و در چند مورد، بدون آن‌که از فرد مشخصی نام ببرد، شماری از اعضای مجلس نماینده‌گان را متهم به دست داشتن در قاچاق مواد مخدر و خوراکی کرده است. او هم‌چنین گفته است که شماری از اعضای مجلس، از او تقاضای پول کرده‌اند. این مسایل سرانجام زمینۀ استیضاحِ آقای زاخیل‌وال را از سوی مجلس نماینده‌گان فراهم کرد و او با حضور در نشست روز دوشنبۀ مجلس، ضمن پاسخ به یک رشته پرسش‌ها، نام افرادی را که به گفتۀ او در قاچاق مواد مخدر و فعالیت‌های غیر قانونی دست دارند، افشا کرد. افشای این نام‌ها نه تنها به ابقای آقای زاخیل‌وال به عنوان وزیر مالیۀ کشور انجامید، بل یک بارِ دیگر ساختار پوشالی دولتِ آقای کرزی را آفتابی کرد؛ ساختار دولتی‌ که اساسِ آن بر تقلب، جعل و تزویر گذاشته شده و اعضای آن چون گرگان گرسنه، یکی به جانِ دیگری افتاده‌اند.
بدون تردید فهرستی را که آقای زاخیل‌وال در اختیار دارد، بیشتر از چیزی است که در مجلس نماینده‌گان آن را افشا کرد. اما مشخص نیست که چرا او با آن‌همه سروصدا، نخواست از حدود ۵- ۶ نفر فراتر برود. زیرا در جمعی که ۱۴۹ نفر حضور دارند، موجودیت ۵-۶ نفر خاطی، زیاد هم بعید به نظر نمی‌رسد آن‌هم در وضعیت بحرانیِ کشوری مثل افغانستان.
از جانب دیگر، آقای زاخیل‌وال همواره از تعداد بیشتری از افرادِ متهم به قاچاق مواد مخدر و خوراکی در صفوفِ مجلس نماینده‌گان سخن گفته بود. او همیشه در نشست‌های خبری خود، از در اختیار داشتنِ فهرست ۵۰ تا ۶۰ نفری اعضای مجلس سخن گفته بود که به فعالیت‌های غیرقانونی می‌پردازند و یا از او خواسته‌های غیرقانونی داشته‌اند. اما در نشست استیضاح مجلس نماینده‌گان، آقای زاخیل‌‎وال تنها به بردنِ نام افراد معدودی اکتفا کرد و توانست اعتماد نماینده‌گان را یک بارِ دیگر جلب کند.
اکنون پرسش این‌جاست که آیا تمام سروصدای آقای زاخیل‌وال در حدِ همین افراد بوده و یا این‌که آیا او با افشای این افراد توانسته کاری کارستان انجام دهد؟
حالا نمی‌خواهم که آن کارِ کارستان را بیشتر از این باز کنم، چون احتمال‌های زیادی وجود دارد و از جمله این‌که مجلس نماینده‌گان رای به استیضاحِ نویسندۀ این سطور دهد که هیچ محلی هم از اعراب در دولت فخیمۀ آقای کرزی ندارد. ولی همین حد افشاگری نیز کفایت می‌کند تا وضعیت فاجعه‌بارِ کشور ترسیم گردد؛ کشوری که دیگر به هیچ نهاد و ساختارِ آن نمی‌توان اعتماد کرد و هر لحظه باید در انتظار خبری تازه از فجایعی بود که کارگزارانِ آن انجام می‌دهند.
هنوز چند روزی بیشتر از افشاگری‌های نیویارک‌تایمز نمی‌گذرد که بحث مجلس نماینده‌گان و در حقیقت خانۀ ملت مطرح شد. چند روز پیش، نیویارک‌تایمز در گزارشی افشا کرد که ظرف یک دهۀ گذشته، ده‌ها میلیون دالر از سوی سی.آی.ای در اختیار ریاست‌جمهوری افغانستان قرار… ادامه صفحه ۶
مجلسِ نماینده‌گان…
گرفته است. البته آقای کرزی این‌قدر جسارت داشت که گرفتنِ این‌گونه پول‌ها را رد نکرد و حتا رقمِ آن را ناچیز خواند. شاید او فکر می‌کرده است که سازمان‌های جاسوسیِ دنیا وظیفه دارند که پول‌های کلان‌تری در ازای خدماتِ او در اختیارش بگذارند. مشکل مجلس نماینده‌گان کشور هم دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. یعنی اگر کسانی در جست‌وجوی عوامل اصلیِ خیانت و جنایت در کشور هستند، باید سرنخ‌های آن را در ارگ ریاست‌جمهوری جست‌وجو کنند. اگر ارگ ریاست‌جمهوری آلوده به فساد و اعمال غیرقانونی نمی‌بود، بدون شک نهادهای دیگرِ دولتی هم آغشته به فساد و خیانت نمی‌شدند.
ریشۀ مشکلات جامعه را باید در جایی جست‌وجو کرد که سبب شده است افراد جرأت کنند در روزِ روشن رشوه بگیرند و دست به فعالیت‌های غیرقانونی بزنند.
آقای زاخیل‌وال در حقیقت بنیادهای متلاشیِ نظامی را به نمایش گذاشت که سعی کرده است از راه فریب و خدعه، قدرت را در اختیار داشته باشد و از آن به نفعِ خود استفاده ببرد. حتا در پاسخ‌هایی که آقای زاخیل‌وال به اعضای مجلس در برابر پرسش‌های آن‌ها ارایه کرد ـ و متأسفانه این پاسخ‌ها به دلیل جو حاکم بر مجلس جدی گرفته نشد ـ می‌توان به روشنی رگه‌های بارز قوم‌گرایی و سمت‌گراییِ سیاسی را دید. آقای زاخیل‌وال برای برائتِ خود فهرست نزدیک به صد نفر از مقام‌های ارشد وزارت مالیه را در مجلس خواند؛ مقام‌هایی که تصمیم‌گیرنده‌های اصلی سیاست اقتصادی کشور می‌توانند باشند. ولی اکثریتِ این صد نفر تنها از چهار ولایت کشور یعنی ننگرهار، لغمان، لوگر و وردک هستند. آیا همین مسأله نمی‌تواند شک‌وگمان‌های زیادی را در مورد کارکرد آقای زاخیل‌وال مطرح کند؟ آیا ولایتی مثل بادغیس حتا یک نفر آدم باسواد نداشته است که در فهرست بلندبالای آقای زاخیل‌وال بگنجد؟
آیا آقای زاخیل‌وال و آقای کرزی به این‌گونه پرسش‌ها پاسخی دارند که ارایه کنند؟
به هر حال، سخنان آقای زاخیل‌وال را در همین حد هم باید به فالِ نیک گرفت که حداقل پس از یک دهه، یک مقام بلندپایۀ دولتی این‌قدر جرأت داشت که بیاید و دست به چنین افشاگری بزند.
...........................................................................................................
برگرفته از روزنامۀ ماندگار 27  ثور

SAMSTAG, 11. MAI 2013

از دیار شعر نادیه فضل



 نادیه فضل
          
        اشکی بر ويرانه ها          
                                                                  
شهر از نغمهً مرغان بلند آوازش
بود يکباره تهی
زخمها خلوت پاکيزهً صد خاطره را
خانه و جايگه اش ساخته بود
از فضا ناله و غم می جوشيد
سبزه و باغ و چمن
خبر از آتش و خاکستر داشت
آيهً درد و غم کوه شکن
نغمهً سوگ پرستوها بود
آسمان پيرهن تار غباری بر تن
مات و مبهوت به سيلاب جنون
                                 می نگريست
سخنی بود اگر...
ياد پرپر شدن گلها بود
صحبت از مرگ پرستو ها بود
 ورسولان سياسی
سورهً مرگ سپيدار و سپيده بر لب
سخن از شايعهً مبتذل و ارزان بود
مرگ انسان
مردن شعلهً عشق
نقش و عنوان رهً آنان بود
پيرمردی
چهره اش سايه يی از محنت و غم
سوی خاکستر آن کلبهً ويران شده اش
                              می نگريست 
زرد و زار و غمگين
به تهی دستی ی يک دشت خزان
نگه اش بود به تاريکی ی شهری
همه اش گورستان
درد و غم از در و ديوار
ولهيب شب بيمار
                       به بالا می رفت 
همه جا خاکستر
همه سو تلخ و خموش
قهقهً کرگس بيداد فضا را بگرفت
دست بدنام سياهی
تير رگبار بباريد
وهزاران گل پرپر شده را
                     پرپر کرد 
خون و خاکستر و غم
زخم بيداد و ستم
قامت شهر بلاديدهً ما را بگرفت
***
سينه ام می ترکد
چو فضايی که سراپا همه از ابر سيه پوشيده
آه ! زين واژهً تلخی که مرا می سوزد
ناتوانم ، ناتوانم ، ناتوان !

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

سوم ماه ثور سال 1404 خورشیدی (23 آپریل سال 2025 ع.) نوشته ها و اشعاری از: نبیله فانی، نصیرمهرین، کریم بیسد، نعمت حسینی، اسد روستا، و ویس سرور 28 حمل 1404(هفدهم آپریل 2025) نوشته ها و اشعاری از: نصیرمهرین، نبیله فانی، اسد روستا، کریم پیکار پامیر، حمید آریارمن، مختار دریا، غ.فاروق سروش و شاپور راشد

هفتم سرطان 1404- بیست وهشتم جون 2025. نوشته ها واشعاری از: فاطمه سروری، سید احمد بانی، کریم بیسد، نیلوفر ظهوری راعون، عتیق الله نایب خیل، مختار دریا، نبیله فانی، لیلی غـزل، اسد روستا، حمید آریار من، غلام فاروق سروش وبا گزارشی از سال 2012 از واسع بهادری.