MONTAG, 30. SEPTEMBER 2013
SAMSTAG, 21. SEPTEMBER 2013
سرزمین استبداد
سرزمین استبداد
پرتونادری
افغانستان همیشه سرزمین استبداد بوده است، هر کسی که بر اریکه تگیه زده ، کشته است.می توان گفت که این جا هر کسی در بدل خون مردم بر اریکه می رسد. هنوز هم می کشند. فردا هم خواهند کشت! پس از آن که حفیظ الله امین ، بالشتی را روی دهان نورمحمد ترکی گذاشت و به تعبیر خودشان آن نابغۀ چهارم دنیا را بی آن که پیاله آبی برایش دهد، کشت و فرستاد پشت دیوار های سیاه تاریخ، خود با شعار مصونیت ، قانونیت و عدالت بر تخت سلطنت کار گری نشست، چند روز بعد روی دیوار های وزارت داخله فهرست نام های اضافه از 5000 تن که ظرف سه ما ه به وسیلۀ نظام کارگری !!! کشته شده بودند، آویخته شد. امین به راحتی گفت این همه را تره کی کشته است! بعد تا امین بر اریکه بود کشت و کشت و کشت! تا کارمل و نجیب بر اریکه بودند کشتند و کشتند و کشتند. تنها نحیب اضافه از 20000 هزار تن را پس از مشی مصالحۀ ملی خود از زندان پلچرخی رها کرد، حال می توان تخمین زد که چند هزار تن دیگر باید در دوران حاکمیت پرچمی ها کشته شده باشند. افغا نستان با دریغ هنوز فهرست کامل کشته شده گان خود را در دست ندارد. در آن سال ها افزون بر دولت، تا مجاهدین هر کامند دولت و معلمی را در هر جایی که می یافتند به نام کمونست می کشتند. مجاهدین تا کابل رسیدند ، فکر می کردند که کافرستانی را فتح کرده اند . مردم پیش از آن که صدای پای آن ها را در کوچه ها بشنوند، در انفجار راکت های آن ها جان می دادند. آن ها پنتان با هم افتادند که تا بودند جنگیدند و در این میان مردم بود که می مردند. همه جا خون بود و بدن های پراگندۀ مرد، طالب به شیوه های دیگر می کشت، آن ها نیز پیش از رسیدن هزاران راکت را بر شهر کابل شللیک کردند و خون هزاران تن را بر خاک ریختند. ستودیوم ورزشی کابل را به کشتارگاهی بدل کرده بودند و هی می کشتند و می کشتند و هوز هم می کشند. شهر کابل انفجار ده ها هزار راکت را در دوران مجاهدین و طالبان با دادن گوشت و خون خود تحمل کرده است، راکت ها سکات و اوره گان دولت انقلابی بخش های دیگر کشور را به حمام خون بدل می کرد. در ده سال گذشته نه تنها طالبان پیوسته مردم را کشته اند ؛ بلکه دستان دولت دموکراسی نیز تا آرنج الوده به خون مردم است. این در حالی است که این ها هر کدام پیوسته تلاش می کنند تا به گونۀ انسان کشی های خود را توجیه کرده است. حفیط الله امین برای رسیدن به نظام سوسیالیستی به یک ملیون انسان نیاز داشت. هم اکنون نیز این مردم است که کشته می شوند. مانند آن است که مردم افغانستان عادت کرده اند تا کشته شوند، دهه هاست که ما کشته می شویم، با این حال نه مردم و نه سیاسیون از این تاریخ خونین چیزی نیاموخته اند.مردمانی که از تاریخ نیاموزند، هیچگاهی به کامگاری نخواهند رسید. به آزادی و سربلندی نخواهند رسید ! شاید یک دلیل آن هم این بوده باشد که جعل پردازان تاریخ همیشه جعلنامه هایی را پیش چشمان مردم گشوده اند!
کشتند بشــر را که سـیا ست این است
کردند جهان تبه که حکمت این است
در کســـوت خیـــر خواهی نوع بشر
زادنـد چــه فتنه ها مهارت این است
استاد خلیلی
کردند جهان تبه که حکمت این است
در کســـوت خیـــر خواهی نوع بشر
زادنـد چــه فتنه ها مهارت این است
استاد خلیلی
DONNERSTAG, 19. SEPTEMBER 2013
کشتار های اکسا
کشتارهای سازمان «اگسا»، 
افشای نام پنج هزار قربانی
چهارشنبه ۲۷ سنبله ۱۳۹۲
۸صبح به اسنادی دست یافته است که حاوی نام نزدیک به پنجهزار قربانی است. این قربانیان بین سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۸ (۱۹۷۸-۱۹۷۹) توسط سازمان اگسا (استخبارات) به اشکال گوناگون کشته شدهاند. اداره اگسا بعدها به «کام» و سپس به نام «خاد» تغییرنام یافت.
با نشر این اسناد، بازماندگان و خانوادههای قربانیان میتوانند از سرنوشت گمشدگانشان اطلاع حاصل کنند.
در این گزارش نامهای اکرم یاری، صادق یاری، آیتالله سرور واعظ و مصباح در میان قربانیان دیده میشود.
این اسناد از روی نسخههای اصلی سندهای اگسا عکسبرداری شده و نسخه «پیدیاف» آن در اختیار روزنامه ۸صبح قرار گرفته و مجموع صفحات آن به ۱۶۰ صفحه میرسد. در این اسناد نام، نام پدر، محل سکونت و وابستگیهای سیاسی و مذهبی افراد ذکر شده است.
قربانیان به دلیل وابستگیهایی که در اسناد از آنها «اخوانی، اشرار و مایوییست، افغانملت و…» نام برده شده، به قتل رسیدهاند.
با نشر این اسناد، بازماندگان و خانوادههای قربانیان میتوانند از سرنوشت گمشدگانشان اطلاع حاصل کنند.
در این گزارش نامهای اکرم یاری، صادق یاری، آیتالله سرور واعظ و مصباح در میان قربانیان دیده میشود.
این اسناد از روی نسخههای اصلی سندهای اگسا عکسبرداری شده و نسخه «پیدیاف» آن در اختیار روزنامه ۸صبح قرار گرفته و مجموع صفحات آن به ۱۶۰ صفحه میرسد. در این اسناد نام، نام پدر، محل سکونت و وابستگیهای سیاسی و مذهبی افراد ذکر شده است.
قربانیان به دلیل وابستگیهایی که در اسناد از آنها «اخوانی، اشرار و مایوییست، افغانملت و…» نام برده شده، به قتل رسیدهاند.
شیوه تحقیق
این اسناد حاکی از آن است که پولیس هالند در سال ۲۰۱۰ تحقیقی را زیر نظر و رهبری یکی از سارنوالان لویسارنوالی هالند دربارهی شخصی بهنام «امانالله.ع» آغاز کرد. این شخص به ارتکاب جنایات علیه بشریت در سالهای ۱۳۵۷-۱۳۵۸ در افغانستان متهم بود.
این تحقیق نشان داده است که «امانالله.ع» افراد را در هنگام بازرسی شکنجه میکرده است. این شکنجهها شامل لتوکوب افراد توسط مشت و لگد، برق دادن و بیدارخوابی افراد بوده است. امانالله به صفت مدیر تحقیق اگسا یا سازمان استخبارات آن زمان ایفای وظیفه کرده است.
تحقیق نشان داده که شرایط زندگی در زندانها رقتبار بوده است. کثرت افراد در داخل سلول زندانها، کمبود و یا عدم موجودیت تشناب و خدمات صحی برای زندانیان، برخورد خشونتآمیز افراد امنیتی در برابر زندانیان، نشان میدهند که برخوردهای ظالمانه و غیرانسانی با زندانیان صورت گرفته است.
این تحقیق نشان داده است که «امانالله.ع» افراد را در هنگام بازرسی شکنجه میکرده است. این شکنجهها شامل لتوکوب افراد توسط مشت و لگد، برق دادن و بیدارخوابی افراد بوده است. امانالله به صفت مدیر تحقیق اگسا یا سازمان استخبارات آن زمان ایفای وظیفه کرده است.
تحقیق نشان داده که شرایط زندگی در زندانها رقتبار بوده است. کثرت افراد در داخل سلول زندانها، کمبود و یا عدم موجودیت تشناب و خدمات صحی برای زندانیان، برخورد خشونتآمیز افراد امنیتی در برابر زندانیان، نشان میدهند که برخوردهای ظالمانه و غیرانسانی با زندانیان صورت گرفته است.
شکنجه
براساس اسنادی که در اختیار روزنامه ۸صبح قرار گرفته است، امانالله.ع در ماه می سال ۱۹۹۳ به عنوان پناهنده وارد هالند شد. او در مصاحبهاش با دفتر مهاجرین وزارت عدلیه هالند گفته که وی مدیر تحقیق اگسا بوده و «مردم در آنجا شکنجه میشدند.» امانالله.ع همچنین اسناد افرادی را که باید اعدام میشدند، امضا کرده است.
امانالله.ع در بخشی از اظهاراتش گفته است: «در جریان تحقیق مردم طبعا لتوکوب میشدند. من طبعا مسوولیت این لتوکوبها را داشتم. ولی در افغانستان همین شیوه، معمول بود و من نمیتوانستم برخورد دیگری داشته باشم، چرا که از من انتظار میرفت و خواسته میشد که به همین شیوه رفتار نمایم. اگر این را نپذیری، هیچگاهی به چنین منصب بلند رسیده نمیتوانی.»
براساس این اسناد، حکومت هالند به امانالله.ع پناهندگی نداده اما به دلیل این که جان او در خطر بوده، او را از هالند اخراج نکرده است.
در این اسناد آمده است که تحقیق درباره امانالله.ع براساس اظهارات او در جریان مصاحبهاش با دفتر مهاجرین هالند و براساس به اصطلاح اسناد «اوامر انتقال افراد» صورت گرفته است. این اسناد در کتابی که توسط شخصی بهنام میرویس وردک در سال ۲۰۰۱-۲۰۰۰ به چاپ رسیده، نشر شده است.
در این کتاب آمده است: «اسناد نشرشده در این کتاب عبارتاند از کاپیهای مکاتیب اوامر اداره استخبارات افغانستان در سالهای ۱۳۵۷-۱۳۵۸ درباره انتقال افراد، بهخصوص درباره انتقالات ایشان به زندانها، منجمله زندان مشهور پلچرخی.»
در این اسناد گفته شده که پولیسهالند اوراق اصلی این «اوامر انتقالات افراد» را از آقای وردک دریافت کرده است. ۲۷ قطعه از این مکاتیب اوامر انتقالات به امضای امانالله.ع، مدیر تحقیق، میباشد. زندانیان مشمول این اسناد بهنامهای مختلف مانند، مسلمانان افراطی، روشنفکران، محصلین، مامورین دولت، افسران نظامی، دوکانداران و اشرار، یاد شدهاند.
پولیس هالند تحقیقات بیشتری در این مورد انجام داده است؛ چنان که در سندی که در اختیار ۸صبح قرار گرفته، آمده است: «در جریان تحقیق این دوسیه، پولیس هالند منجمله با شاهدان در آلمان داخل تماس گردید. در جریان صحبتها، ایشان از موجودیت یک لیست کشتهشدگان یادآوری نمودند. بعدا معلوم شد که یکی از این شاهدان، یک خانم ۹۳ ساله در شهر هامبورگ، لیست یادشده را در اختیار خود دارد. این لیست ۱۵۴ صفحهای به زبان فارسی نوشته شده و حاوی نامهای افرادی میباشد که بر اساس اسناد مقامات رسمی رژیم آن وقت، در سالهای ۱۳۵۷ – ۱۳۵۸ اعدام گردیدهاند.»
در این اسناد آمده است که امانالله.ع در سال ۲۰۱۲ «به صورت غیرمترقبه» وفات کرد.
این اسناد در حالی به نشر میرسد که کمیسیون مستقل حقوق بشر چند سال پیش با نشر گزارشی به نام «صدای مردم» رنج و درد بازماندگان قربانیان جنایات سه دهه اخیر را منتشر کرد. ساختن موزیم، تطبیق عدالت بر مجرمان و پرداخت غرامت به خانوادههای قربانیان، خواستهایی بود که در این گزارش به آنها اشاره شده بود.
در این گزارش تاکید شده بود که باید میکانیزمهایی در نظر گرفته شود که با تطبیق آنها دردهای مردم التیام داده شود.
شماری از بازماندگان قربانیان گفتهاند نشر این اسناد به معنای آن است که پس از این خانوادههایی که در مورد زندگی و مرگ عزیزانشان متردد هستند، دیگر منتظر آنها نباشند.
نامها از روی سند عکسبرداری شده نوشته شدهاند.
امانالله.ع در بخشی از اظهاراتش گفته است: «در جریان تحقیق مردم طبعا لتوکوب میشدند. من طبعا مسوولیت این لتوکوبها را داشتم. ولی در افغانستان همین شیوه، معمول بود و من نمیتوانستم برخورد دیگری داشته باشم، چرا که از من انتظار میرفت و خواسته میشد که به همین شیوه رفتار نمایم. اگر این را نپذیری، هیچگاهی به چنین منصب بلند رسیده نمیتوانی.»
براساس این اسناد، حکومت هالند به امانالله.ع پناهندگی نداده اما به دلیل این که جان او در خطر بوده، او را از هالند اخراج نکرده است.
در این اسناد آمده است که تحقیق درباره امانالله.ع براساس اظهارات او در جریان مصاحبهاش با دفتر مهاجرین هالند و براساس به اصطلاح اسناد «اوامر انتقال افراد» صورت گرفته است. این اسناد در کتابی که توسط شخصی بهنام میرویس وردک در سال ۲۰۰۱-۲۰۰۰ به چاپ رسیده، نشر شده است.
در این کتاب آمده است: «اسناد نشرشده در این کتاب عبارتاند از کاپیهای مکاتیب اوامر اداره استخبارات افغانستان در سالهای ۱۳۵۷-۱۳۵۸ درباره انتقال افراد، بهخصوص درباره انتقالات ایشان به زندانها، منجمله زندان مشهور پلچرخی.»
در این اسناد گفته شده که پولیسهالند اوراق اصلی این «اوامر انتقالات افراد» را از آقای وردک دریافت کرده است. ۲۷ قطعه از این مکاتیب اوامر انتقالات به امضای امانالله.ع، مدیر تحقیق، میباشد. زندانیان مشمول این اسناد بهنامهای مختلف مانند، مسلمانان افراطی، روشنفکران، محصلین، مامورین دولت، افسران نظامی، دوکانداران و اشرار، یاد شدهاند.
پولیس هالند تحقیقات بیشتری در این مورد انجام داده است؛ چنان که در سندی که در اختیار ۸صبح قرار گرفته، آمده است: «در جریان تحقیق این دوسیه، پولیس هالند منجمله با شاهدان در آلمان داخل تماس گردید. در جریان صحبتها، ایشان از موجودیت یک لیست کشتهشدگان یادآوری نمودند. بعدا معلوم شد که یکی از این شاهدان، یک خانم ۹۳ ساله در شهر هامبورگ، لیست یادشده را در اختیار خود دارد. این لیست ۱۵۴ صفحهای به زبان فارسی نوشته شده و حاوی نامهای افرادی میباشد که بر اساس اسناد مقامات رسمی رژیم آن وقت، در سالهای ۱۳۵۷ – ۱۳۵۸ اعدام گردیدهاند.»
در این اسناد آمده است که امانالله.ع در سال ۲۰۱۲ «به صورت غیرمترقبه» وفات کرد.
این اسناد در حالی به نشر میرسد که کمیسیون مستقل حقوق بشر چند سال پیش با نشر گزارشی به نام «صدای مردم» رنج و درد بازماندگان قربانیان جنایات سه دهه اخیر را منتشر کرد. ساختن موزیم، تطبیق عدالت بر مجرمان و پرداخت غرامت به خانوادههای قربانیان، خواستهایی بود که در این گزارش به آنها اشاره شده بود.
در این گزارش تاکید شده بود که باید میکانیزمهایی در نظر گرفته شود که با تطبیق آنها دردهای مردم التیام داده شود.
شماری از بازماندگان قربانیان گفتهاند نشر این اسناد به معنای آن است که پس از این خانوادههایی که در مورد زندگی و مرگ عزیزانشان متردد هستند، دیگر منتظر آنها نباشند.
نامها از روی سند عکسبرداری شده نوشته شدهاند.
اندرباب تذبذب وسردرگمی های . . .
نویسنده: Saboor Raheel - ۱۳٩٢/٦/٢۳
عصر دولتشاهی 
یک اصل سیاسی است که در دپلوماسی همیشه کسی می بازد که عاجز باشد.
در مورد برخورد و رویارویی اتحاد انتخاباتی و تیم ارگ نیز، باید پذیرفت که تیم ارگ به خاطر در دست داشتن قدرت دولتی و توانایی مهندسی کردن انتخابات تیم قوی است. در برابر تیم ارگ، اتحاد انتخاباتی از پشتیبانی مردم برخوردار است. اگر این پشتیبانی و اعتماد را بتوانند نگهدارند، پیروزی شان بر تیم ارگ را حتمی می سازد.
ازینرو باید اتحاد انتخاباتی روی مشخص ساختن هرچه بیشتر اهداف خود و هم برای طرح راهکارهای عملی برای برآوردن این اهداف کار کنند و به مردم روشن بسازند که توانایی، اراده و امکانات برآورده ساختن آرمانهای مردم خود را دارند. به جای معامله گری ها باید با تشکیل کمیته های مختلف در عرصه های مختلف به روشن کردن برنامه های خود بپردازند تا پرسشهای مردم را در کمپاین انتخاباتی خویش پاسخ بدهند. اگر چینین کارهایی روی دست نداشته باشند، معنی اش اینست که اتحاد انتخاباتی دکان بزرگی است که اینها برای معامله های کلان برای خود شان باز کرده اند. یعنی اهداف مشخصی مردمی و ملی را دنبال نمی کنند بلکه هدف شان از اتحاد و ایتلاف ها معامله گریست. هر قدر نام دکان ها بزرگتر به همان اندازه قیمت فروش بالاتر...
هرگونه دپلوماسی با ارگ اگر از موضوع قدرت کافی نباشد، منجر به شکست اتحاد انتخاباتی خواهد شد. بهترین راه برای رسیدن به هدف اینست که اتحاد انتخاباتی راه را بر دلالها و آقسقال هایی که از سوی تیم ارگ به دروازۀ اتحاد انتخاباتی می آیند ببندد و یا آنرا کنترول کند. یعنی زمانی با تیم ارگ وارد گفتگو شوند که خود نیاز به گفتگو داشته باشند و در هر گفتگویی خود برنامه و پیشنهاد خود را داشته باشند. شرم آور است که تیم ارگ برای شکستاندن اتحاد انتخاباتی هر روز با پیشنهاد های تازه می آید، اما اتحاد انتخاباتی برای شکستاندن تیم ارگ برنامه یی نداشته باشد. چرا اتحاد انتخاباتی برای درهم شکستن تیم ارگ و دور ساختن متحدینش برنامه ندارد؟ چرا تیم انتخاباتی با پیشنهادهایی به اعضای ایتلاف ارگ و سایر ایتلافها وارد میدان نمی شود؟
و اما اگر تیم های دیگر، به ویژه تیم ارگ، اگر بتواند یکی از اعضای اتحاد انتخاباتی را برون جذب خود کند، فاجعه خواهد بود. ترک عهد و پیمان با اتحاد انتخاباتی و وارد شدن انفرادی به معامله با ارگ خود کشی سیاسی است- آنهم از نوع خودکشی های معمول نه خود کشی طالبانی. زندگی سیاسی اعضای اتحاد انتخاباتی، در نگهداشتن این اتحاد و برون دادن کاندید مستقل است و لاغیر.
بالا کردن بیرق اتحاد انتخاباتی با برنامه ها و اهداف مشخصی که دارد، سبب امیدواری مردم شده است. شکستاندن این اتحاد بزرگترین خیانت تاریخی خواهد بود که هرگز بخشیده و جبران نخواهد شد. مقاومت در موضع سبب پیروزیست- حتی شکست در انتخابات، به شرطی که بر مواضع خود ایستاده باشید، پیروزی شماست. اما بی ایمانی و تزلزل و رفتن در کنار تیم غدار کرزی، حتی اگر پیروز شوید، باخته اید. شما شاید پیروز شوید و چوکی یی بگیرید، اما مردم تان باخته اند و نزد مردم باخته اید.
تزلزل، تذبذب و معامله گری سیه رویی تاریخ به بار می آورد. به تیم انتخاباتی باید روشن ساخت که باید حق خود را خود بگیرید نه این که کرزی و تیم ارگ برای تان حق و چوکی تعیین کند. حق و چوکی از طریق انتخابات تعیین می شود، نه از طریق معاملۀ پنهانی و پسخانه یی با کرزی و تیم خاین و غدارش.
استاد عطامحمد نور زحمت زیادی برای ساختن ایتلاف انتخاباتی کشید و سخنان زیبا و بلندبالای زیادی گفت. اگر وارد معامله با تیم ارگ شود، اول این که هیچ اعتباری ندارد که آنها وقا به عهد کنند و انتقامگیری از سرکشی هایش نکنند و دوم این که با این کار، بر گفته های خودش و بر شخصیت مستقلی که خاز خود ترسیم کرد و محبوب شد، خودش خط بطلان خواهد کشید.
در سنگر مقاومت برای حصول منافع مردم مردن، بهتر است از هزاران سال زندگی و چوکی یی که مرهون حریف غداری باشی که با نام و نشان و هویت و منافع ات دشمنی دارد و تو این دشمنی را با در دوازده سال با گوشت و پوست و خون خود احساس کرده ای و برایت ثابت شده است. شکست در برابر حریف و اغوای چوکی و مقام شدن ننگین است، ننگین است، ننگین!
نظرات
ارسال یک نظر